عماد الدين حسن بن علي الطبري

488

مناقب الطاهرين ( فارسي )

چنان كه پندارى ده چراغ بازگرفتند . مردى در خانه بزد ، امام عليه السّلام دست بپوشانيد و اجازت داد تا آن مرد در آمد و سلام كرد . « 1 » و امّا قلب عصا حيّة ، به دعاى موسى بن جعفر عليه السّلام صورتى كه بر پوستى بود اسد شد تا ساحرى كه پيش هارون نشسته بود فرو برد . « 2 » و دو صورت شير كه بر مسند هارون بود ، حميد بن مهران كه صاحب مأمون بود فرو بردند پيش مأمون به اجازت رضا عليه السّلام . « 3 » و صورتى كه بر بالش بود شير شد به امر ابو الحسن ثالث علىّ نقى پيش متوكّل و مشعبد هندى را فرو برد . « 4 » ابو الصّامت گويد كه : من با صادق عليه السّلام گفتم : چيزى به من ده كه من به يقين در امامت شما بيفزايم . فرمود كه : آنچه در آستين دارى به من ده . من كليد در آستين داشتم به وى دادم . ناگاه آن را شيرى ديدم . من از آن بترسيدم . مرا گفت : روى از من بگردان . من چنان كردم . وى همان كليد گرديد و شك از من زايل شد . « 5 » سلمان گويد : ميان شيعى على عليه السلام و شيعى غير وى خلاف افتاد به چيزى . ايشان هر دو پيش آن شخص رفتند . آن مرد ميل به شيعهء خويش كرد . صاحب امير المؤمنين عليه السّلام شكايت وى در خدمت امير المؤمنين عليه السّلام بگفت . آن حضرت عليه السّلام وى را حاضر كرد و گفت : نه من تو را از مواليان خويش منع كردم كه زحمت ايشان نباشى ؟ ! مرد گويد :

--> ( 1 ) - الثاقب / 153 . ( 2 ) - مدارك در جاى خود در ابواب آينده خواهد آمد . ( 3 ) - مدارك در جاى خود در ابواب آينده خواهد آمد . ( 4 ) - مدارك در جاى خود در ابواب آينده خواهد آمد . ( 5 ) - الثاقب / 154 .